نشستن برای مدیتیشن گاهی به جای آرامش، به کلافگی و این فکر که ( دارم اشتباه انجام میدهم) ختم میشود. این احساس ناکامی، بسیاری را در همان ابتدای مسیر متوقف میکند. اما مشکل از شما نیست؛ بلکه از چند تصور اشتباه رایج است. پژوهشهای دانشگاه هاروارد نشان دادهاند که بسیاری از مبتدیان به دلیل همین تصورات غلط، تمرین مدیتیشن را زود رها میکنند و از فواید آن محروم میمانند. مدیتیشن یک آزمون با نمره قبولی یا ردی نیست، بلکه یک مهارت است. با شناخت این اشتباهات و باورهای غلط، میتوانید این مهارت را به درستی پرورش دهید و از آن لذت ببرید. در ادامه ۷ اشتباه متداول که مانع تجربه عمیق مدیتیشن میشوند و راهحل سادهی آنها را بررسی میکنیم.
۷ اشتباه که شما را از مدیتیشن دور میکند:
۱. انتظار نتیجهی فوری
• اشتباه: انتظار دارید با یک هفته تمرین، تمام استرس شما از بین برود و به آرامش کامل برسید.
• راهحل: به مدیتیشن به چشم یک تمرین روزانه برای شناخت ذهن نگاه کنید، نه یک قرص جادویی. به فرآیند اعتماد کنید و صبور باشید.
۲. جنگیدن با افکار
• اشتباه: تلاش میکنید ذهن خود را کاملا “خالی” کنید و با فکرها میجنگید.
• راهحل: هدف، توقف افکار نیست؛ بلکه مشاهدهی آنها بدون قضاوت است. هر بار حواس تان پرت شد، این یک فرصت برای تمرین است. به آرامی و با مهربانی، توجه را به تنفستان برگردانید.
۳. سرزنش کردن خود
• اشتباه: وقتی برای صدمین بار حواستان پرت میشود، خود را سرزنش میکنید و کلافه میشوید.
• راهحل: با ذهنتان مهربان باشید. حواس پرتی بخشی طبیعی از فرآیند است. هر بار که متوجه شدید حواستان پرت شده، به آرامی و بدون قضاوت، آن را به مسیر اصلی بازگردانید.
۴. اصرار بر یک مدل نشستن خاص
• اشتباه: تصور میکنید حتماً باید در وضعیت نیلوفری ( لوتوس) بنشینید، حتی اگر این وضعیت برایتان دردناک باشد.
• راهحل: راحتی در اولویت است. میتوانید روی یک صندلی بنشینید، دراز بکشید یا حتی ایستاده مدیتیشن کنید. مهم این است که ستون فقرات شما صاف و بدنتان در وضعیت پایداری باشد.
۵. نداشتن زمان و مکان مشخص
• اشتباه: سعی میکنید در یک محیط شلوغ و پر از حواس پرتی، بدون برنامهریزی قبلی، مدیتیشن کنید.
• راهحل: یک قرار ملاقات روزانه با خودتان تنظیم کنید. حتی ۵ دقیقه در یک گوشه آرام کافیست. گوشی را روی حالت پرواز بگذارید و از دیگران بخواهید برای چند دقیقه مزاحم شما نشوند.
۶. رها کردن تمرین در روزهای پراسترس
• اشتباه: در روزهایی که سرتان شلوغ است و استرس دارید، اولین چیزی که حذف میکنید مدیتیشن است.
• راهحل: دقیقاً در همین روزهاست که بیشترین نیاز را به مدیتیشن دارید. به آن به چشم یک دکمه ” ریست “برای مغز نگاه کنید. ۵ دقیقه تمرین میتواند تمرکز و آرامش شما را برای بقیه روز بیشتر کند.
۷. عجله برای تمام کردن مدیتیشن
• اشتباه: به محض تمام شدن زمان، سریع از جای خود بلند میشوید و به سراغ کارهایتان میروید.
• راهحل: چند لحظه به خودتان زمان بدهید. چند نفس عمیق بکشید، به آرامی انگشتان دست و پا را حرکت دهید و بعد چشمهایتان را باز کنید. اجازه دهید حس آرامش برای چند لحظه بیشتر با شما بماند.
جمعبندی
مدیتیشن یک اجرای بینقص نیست؛ یک تمرین مهربانی با ذهن است. هدف، رسیدن به یک حالت عرفانی نیست، بلکه ایجاد رابطهای دوستانهتر با افکار و احساسات خودمان است. با دوری از این اشتباهات رایج، این تمرین قدرتمند به بخشی لذتبخش از زندگی روزمرهتان تبدیل خواهد شد. مدیتیشن، حتی اگر هر روز کامل اجرا نشود، باز هم به آرامش ذهنی شما کمک میکند. فقط ادامه بدهید.
پیشنهاد ما: برای شروعی بدون استرس، از مدیتیشنهای هدایتشدهی مخصوص مبتدیها در اپلیکیشن من خوب من استفاده کنید. همراهی یک راهنما، مسیر تمرین را برای شما سادهتر و دلنشینتر میکند.
۵ راه مؤثر برای آموزش آرامش به بدن: چطور بفهمیم الان امن هستیم؟
گاهی حتی وقتی در خانه، در سکوت و تنهایی هستیم، بدنمان هنوز در وضعیت آمادهباش است. تجربهی بحرانهای سیاسی، اجتماعی یا حتی تماشای اخبار تلخ میتواند ذهن و بدن را وارد حالت بقا کند؛ حالتی که در آن مغز تصور میکند باید بجنگد، فرار کند یا پنهان شود حتی اگر ما فقط در حال دیدن یک ویدیو در موبایلمان باشیم.
علائم بدن در حالت هشدار
- ضربان قلب بالا
- تنفس تند یا سطحی
- فشار روی قفسه سینه
- دلآشوبه، بیقراری یا بیخوابی
- افکار سریع و منفی
- احساس ناامنی بیدلیل
اگر این علائم برای شما آشناست، احتمالاً بدنتان هنوز متوجه نشده که بحران به پایان رسیده است و هنوز به حالت اضطراب واکنش نشان میدهد.
چطور به بدن آموزش دهیم که الان امن است؟
۱. تمرین تنفس ۴-۷-۸ برای کاهش استرس
یک روش علمی برای آرامسازی بدن و کنترل اضطراب است: در این روش، چهار ثانیه دم بگیرید، هفت ثانیه نفس را نگه دارید و هشت ثانیه به آرامی بازدم کنید. این شیوهی تنفس به سیستم عصبی پیام میدهد که وضعیت اضطراری تمام شده و بدن میتواند آرام شود.
۲. تماس با زمین (Grounding)
روی زمین بنشینید. کف پا را روی یک سطح سرد یا فرش قرار دهید. فقط احساس تماس را حس کنید. این تکنیک ذهن را از افکار آینده به لحظهی حال میآورد.
۳. تکرار جملات اطمینانبخش
بهآرامی و با صدای بلند برای خودتان بگویید:
- الان در خانهام امنم.
- همهچیز تحت کنترلمه.
- نیاز به فرار ندارم.
شنیدن این جملات از زبان خودتان، تأثیر بیشتری بر مغز دارد تا فکر کردن به آنها.
۴. گوش دادن به صدای آرامشبخش
مدیتیشن صوتی، صدای طبیعت یا لالاییگونهها، ابزارهایی مؤثر برای انتقال حس آرامش به مغز هستند.
در اپلیکیشن من خوب من میتوانید از فایلهای صوتی ویژهی شبهای ناآرام استفاده کنید.
۵. تغییر دمای بدن
نوشیدن آب خنک، شستن صورت با آب سرد یا گرفتن دوش نیمگرم، مانند یک شوک ملایم به سیستم عصبی، به بازگشت بدن به وضعیت عادی کمک میکند.
جمعبندی
آرام شدن یک تصمیم نیست؛ یک تمرین روزانه است. با تمرینهای سادهای مثل تنفس، تماس با زمین، و صداهای آرامشبخش، هر روز به بدنتان یاد میدهید که الان امن است. اگر هنوز شبها با دلشوره بیدار میشوید یا بدنتان آرام نمیگیرد، مهربان باشید و دوباره و دوباره به او توضیح دهید.
پیشنهاد ما: مدیتیشن شبانهی اپلیکیشن من خوب من را امتحان کنید مخصوص شبهایی که اضطراب اجازه خواب نمیدهد.

سایهی اضطراب
راهنمای علمی برای خواب راحت و طبیعی
شبها توی تخت غلت میزنی و به سقف خیره میشی؟ ساعتها میگذره و خواب به چشمات نمیاد؟ از فکر و خیال خستهای یا از قرص خواب فراری و دنبال یه راهحل طبیعی میگردی؟ قبل از هر چیز، این رو بدون که تو تنها نیستی!
طبق آمار، حدود ۳۵٪ از بزرگسالان با بیخوابی یا خواب بیکیفیت دستوپنجه نرم میکنند.
خبر خوب اینه که طبیعت یک راهحل ساده و خوشطعم داره: دمنوشهای خوابآور گیاهی.
این نوشیدنیهای طبیعی به مغزت پیام میدن که وقت استراحته، همهچی امنه و میتونی آروم بگیری.
اگر دنبال راهکارهای غیردارویی دیگر هم هستی، این مقالهمون رو بخون:
چهار روش برای درمان بی خوابی بدون استفاده از دارو
۵ دمنوش گیاهی مؤثر برای خواب راحت:
۱. بابونه: دوست قدیمی شبهای آرام
مناسب برای: کاهش استرس و ایجاد حس آرامش
چرا مؤثره؟ ترکیب «آپیژنین» در بابونه به گیرندههای آرامش در مغز متصل میشه و ذهن رو از افکار مزاحم آزاد میکنه.
طرز تهیه: ۲ گرم (یک قاشق چایخوری) گل بابونه خشک رو با یک فنجان آب جوش ترکیب کن، ۵–۱۰ دقیقه دم بده و نیم ساعت قبل خواب بنوش.
۲. سنبلالطیب: ریشهی قدرتمند خواب
مناسب برای: کسانی که بهسختی خوابشون میبره
چرا مؤثره؟ این گیاه سیستم گابا رو فعال میکنه و سیگنالهای آرامشبخش مغز رو تقویت میکنه.
طرز تهیه: ۲–۳ گرم ریشهی خشک رو در آب داغ دم بده (۱۰–۱۵ دقیقه). اضافه کردن عسل یا نعناع طعمش رو دلپذیرتر میکنه.
اگر دنبال یه راهحل ترکیبی برای خوابت هستی ، همزمان با نوشیدن دمنوشت اپلیکیشن من خوب من رو نصب کن. برات تمرین تنفس، صداهای خواب، و مراقبه داره.
۳. بادرنجبویه: آرامش با عطر لیمو
مناسب برای: کاهش اضطراب و افکار مزاحم شبانه
چرا مؤثره؟ این گیاه از تجزیهی گابا در مغز جلوگیری میکنه و باعث میشه مادهی آرامبخش بیشتری در دسترس مغز بمونه و برای آرام کردن ذهنهای مضطرب قبل از خواب عالیه.
طرز تهیه: یک قاشق غذاخوری برگ خشک (یا ۵–۱۰ برگ تازه) رو در آب ۸۵ درجه دم بده (۷–۱۰ دقیقه).
۴. اسطوخودوس: رایحهای برای آرامش روح
مناسب برای: آرامسازی ذهن و بدن از طریق رایحه و نوشیدنی
چرا مؤثره؟ ترکیباتی مثل لینالول روی سیستم عصبی اثر تسکیندهنده دارن. نوشیدنش برای خوابآلودگی مؤثره.
طرز تهیه: ۱–۲ قاشق چایخوری گل خشک در یک لیوان آب جوش؛ ۵–۷ دقیقه دم بده.
۵. گل ساعتی: قطعکننده چرخه افکار منفی
مناسب برای: افرادی که دچار بیقراری و نشخوار ذهنی هستند
چرا مؤثره؟ گیرندههای گابا رو فعال میکنه و بدن رو از حالت استرس و آماده باش خارج میکنه.
طرز تهیه: یک قاشق غذاخوری برگ و گل خشک رو ۱۰ دقیقه در آب جوش دم کن.
جادوی علمی این گیاهها چیه؟
بسیاری از این گیاهان، ترکیباتی مثل فلاونوئیدها و ترپنها دارن که به گیرندههای مغزی GABA متصل میشن. گابا به مغز کمک میکنه از حالت جنگ و گریز به وضعیت استراحت بره. این تغییر باعث ایجاد حس خوابآلودگی طبیعی میشه.
آرامش واقعی رو تجربه کن!
با اپلیکیشن «من خوب من»، صداهای آرامشبخش، تمرینات شبانه و داستانهای خواب گوش بده.
نصب رایگان
|
جعبهی هشدار! نکات مهم ایمنی تداخل دارویی: اگر داروهای آرامبخش، ضدافسردگی یا خوابآور مصرف میکنی، قبل از مصرف این دمنوش ها با پزشک مشورت کن. بارداری و شیردهی: مصرف این گیاهان در این دوران با احتیاط و تحت نظر پزشک باشه. حساسیتها: بابونه برای افراد حساس به گیاهان خانواده کاسنیان (مثل گل داوودی) ممکنه مشکلساز باشه. رانندگی: بعد از نوشیدن دمنوش های خواب آور و به خصوص بعد از مصرف سنبلالطیب یا گل ساعتی، از رانندگی پرهیز کن. |
سوالات پرتکرار
۱. چه زمانی باید دمنوش خوابآور مصرف کنم؟
حدود نیم ساعت قبل از خواب، تا بدنت فرصت پیدا کنه به آرامش بره.
۲. آیا دمنوشها برای همه امن هستن؟
خیر. افراد با شرایط خاص یا داروی خاص باید با پزشک مشورت کنن.
۳. کدوم دمنوش قویتره؟
سنبلالطیب و گل ساعتی قویتر عمل میکنن، ولی تأثیرش برای هر فرد متفاوته.
۴. چطور یک روتین خواب با دمنوش بسازم؟
همیشه در ساعت مشخص، با نور کم، در لیوان خاص، با موسیقی ملایم. تکرار باعث شرطیسازی ذهن میشه.
۵. میتونم چند دمنوش رو با هم ترکیب کنم؟
بله، ولی با دقت. برخی ترکیبها ممکنه طعم یا اثر بیشازحد داشته باشن (مثلاً بابونه + بادرنجبویه ترکیب خوبیه).
حرف آخر: خواب خوب یک تمرینه، نه یک تصمیم
این پنج دمنوش میتونن مثل دوستهای وفادار شبانه باشن؛ راهی طبیعی برای حمایت از بدنت در مسیر خواب بهتر. اما فراموش نکن: جادو توی خودت جریان داره. دمنوش فقط کمک میکنه تا آرامش درونیات رو بهتر بشنوی.
هر شب با دم کردن یک فنجون آرامش، داری به خودت میگی: «دوستت دارم. الان وقت استراحته.»
برای آرامش عمیقتر آمادهای؟
برای دسترسی به مدیتیشنهای صوتی خواب، موسیقی آرامبخش و داستانهای شبانه، اپلیکیشن «من خوب من» رو نصب کن.
منابع علمی

دمنوش آرامش بخش
Bent, Stephen et al. “Valerian for sleep: a systematic review and meta-analysis.” The American journal of medicine 119,12 (2006): 1005-12. doi:10.1016/j.amjmed.2006.02.026Ngan, A, and R Conduit. “A double-blind, placebo-controlled investigation of the effects of Passiflora incarnata (passionflower) herbal tea on subjective sleep quality.” Phytotherapy research : PTR vol.5 25,8 (2011): 1153-9. doi:10.1002/ptr.3400
گاهی وقتها هرچی تلاش میکنیم، خواب آروم و راحت به سراغمون نمیاد. انگار یه چیزی مزاحم استراحت ذهن و جسممونه. این فقط برای یه شب و دو شب نیست، خیلی از ما ممکنه در طول سال با این چالش دست و پنجه نرم کنیم. یادت باشه، خواب خوب فقط این نیست که زود بری توی رخت خواب؛ کلی عامل کوچیک و بزرگ دیگه هم هستن که میتونن روی کیفیت خوابمون اثر بذارن.
اگه صبحها با احساس خستگی، کلافگی و گیجی از خواب بیدار میشی، شاید بد نباشه یه نگاهی به این ۱۱ تا دلیل رایج بندازیم که میتونن خواب شیرین رو از چشمامون بگیرن. حواست به این موارد باشه، چون بیخوابی میتونه روی سلامت قلب و حال عمومیمون تاثیر بذاره..
۱. دمای اتاق خوابت چطوره؟ شاید باورت نشه، اما دمای محیط خیلی مهمه! اگه بدنت موقع خواب زیادی گرم بشه، رسیدن به خواب عمیق و باکیفیت سخت میشه. بهترین دما برای اتاق خواب حدود ۱۸ درجه سانتیگراده. پس قبل از خواب یه نگاهی به دماسنج بنداز. بدن ما هم خودش رو برای خواب خنک میکنه؛ اینطوری زودتر خوابمون میبره و خوابمون عمیق تر میشه.
۲. فکرهای روزمره و نگرانیها : یه گزارش مهم کاری، یه بحث کوچیک با یکی از عزیزانمون، یا حتی یه خرج پیشبینی نشده… این دغدغههای روزمره، هرچقدر هم کوچیک باشن، میتونن حسابی خوابمون رو آشفته کنن و نذارن راحت بخوابیم. پژوهشها نشون دادن که افکار مزاحم و اضطراب قبل خواب، سطح هورمون کورتیزول رو بالا نگه میدارن و مانع ترشح مالتونین میشن.
۳. نوشیدنیهای الکلی قبل از خواب: بعضیها فکر میکنن یه گیلاس نوشیدنی قبل خواب بهشون کمک میکنه آروم بشن و بخوابن. اما واقعیت اینه که الکل، مخصوصاً اگه نزدیک به ساعت خواب مصرف بشه، بیشتر از اینکه فایده داشته باشه، ضرر میرسونه. شاید اولش زود خوابت ببره، اما در نیمهی دوم شب باعث کاهش مرحلهی REM خواب میشه که برای بازسازی ذهنی ضروریه.
۴. کافئین، دوست بیداری ! این یکی رو شاید خیلیهامون بدونیم. قهوه، چای، نوشابههای انرژیزا و حتی بعضی شکلاتهای کافئین دارن. کافئین با مهار گیرندههای آدنوزین(هورمون خواب آور طبیعی بدن) باعث احساس بیداری و تأخیر در به خواب رفتن میشه. بیقراری، دلپیچه و تپش قلب هم از عوارضشه که نمیذارن راحت بخوابی.
۵. آپنه خواب (وقفه تنفسی در خواب): آپنه خواب یکی از دلایل اصلی پریدن از خوابه. خیلی از آدمها دچارش هستن، اما خودشون خبر ندارن. اگه شب ها معمولا خروپف میکنی (مخصوصا اگه با مصرف الکل بدتر میشه)، روزها خیلی خستهای، تمرکز نداری، زودرنج شدی یا سردرد داری، بد نیست با یه پزشک مشورت کنی.
۶. هلههوله و شام سنگین قبل از خواب: یه خوراکی کوچولو آخر شب شاید خیلی بچسبه، اما حواست باشه زیادهروی نکنی! غذاهای چرب و پرکالری، مخصوصا اگه دیروقت خورده بشن، رسیدن به خواب عمیق رو سخت میکنن. سعی کن شام رو حداقل ۲-۳ ساعت قبل از خواب بخوری .
۷. حال دل و خواب خوب: سلامت روان ما ارتباط مستقیمی با کیفیت خوابمون داره. اضطراب، استرس یا افسردگی میتونن الگوی خوابمون رو به هم بریزن و نذارن راحت بخوابیم. اگه حس میکنی درگیر این مسائلی، حتما با یه متخصص صحبت کن. وقتی حال دلت بهتر بشه، خوابت هم آرومتر میشه.
۸. ورزش سنگین، دقیقاً قبل از خواب؟ ورزش کردن فوقالعادهست و کلی فایده داره. اما زمانش هم مهمه! برای بعضی از ما، ورزش سنگین یکی دو ساعت قبل از خواب، میتونه بدن رو زیادی هوشیار کنه و خوابیدن رو سخت کنه. ببین بدن تو به چه زمانی برای ورزش بهتر جواب میده.
۹. نور آبی گوشی و صفحه نمایشها: نور آبی که از صفحه موبایل، تبلت و لپتاپ به چشم ما میرسه، به مغزمون پیام میده که هنوز روزه و وقت بیداریه! طبق پژوهشها ، این نور آبی تولید مالتونین رو تا ۴۵٪ کاهش میده و ساعت بیولوژیکی بدن رو به تأخیر میاندازه. سعی کن حداقل یک ساعت قبل از خواب، با گوشیت خداحافظی کنی و به جاش یه کتاب بخونی یا به یه موسیقی آروم گوش بدی.
۱۰. چرتهای طولانی روزانه: یه چرت ۲۰ دقیقهای بعد از ظهر میتونه عالی باشه و کلی انرژی بهمون بده. اما اگه چرت روزانه ت خیلی طوالنی بشه (مثال بیشتر از ۳۰-۴۵ دقیقه)، ممکنه ساعت خواب بدنت به هم بریزه و شب سختتر خوابت ببره.
۱۱. بیخوابی (اینسومنی): اگه اغلب شبها برای به خواب رفتن یا در خواب موندن مشکل داری، شاید دچار بیخوابی هستی. خیلی از مواردی که گفتیم (مثل مصرف الکل، چرتهای نامنظم، محیط خواب نامناسب) میتونن بیخوابی رو بدتر کنن. اگه این مشکل همیشگی شده، حتما با یه متخصص خواب مشورت کن تا دلیلش پیدا بشه.
امیدواریم با شناختن این موارد، بتونی قدمهای کوچیکی برای بهتر کردن کیفیت خوابت برداری. یادت باشه، تو لایق خوابی آروم و عمیق هستی تا هر روزت رو با انرژی و حال خوب شروع کنی!
تا حالا فکر کردی چرا اینقدر به خواب خوب نیاز داریم؟ فقط برای اینکه خستگیمون در بره؟ نه عزیزم، داستان خیلی عمیقتر از این حرفهاست! مغز ما که حکم فرمانده کل بدن رو داره، در طول روز کلی انرژی مصرف میکنه و حسابی فعالیت داره. اما شب که میشه و ما به خواب ناز فرو میریم، انگار یه تیم نظافتچی حرفهای و متخصص توی مغزمون دست به کار میشن !
اگه به اندازه کافی نخوابیم، این تیم نظافتچی نمیتونه کارش رو درست انجام بده و در طولانی مدت، هم حال دلمون، هم فکر و هم سالمت جسممون تحت تأثیر قرار میگیرن.
اما نگران نباش، اگه چند شبی هم بدخواب شدی، با خواب خوب و ترمیمی میتونی جبرانش کنی. بیا با هم ببینیم این نظافتچیهای ماهر دقیقاً چیکار میکنن!!!
مغز ما مثل یه شهر شلوغ و پرکاره! در طول روز، این شهر پر از فعالیت و رفتوآمد میشه. طبیعیه که یه سری مواد اضافی و “پسماند” (مثل مولکولهای التهابی یا پروتئینهایی که اگه زیاد بشن برای مغز خوب نیستن) توی کوچه و خیابون های این شهر جمع بشن. حتی “دود و دم” ناشی از این همه فعالیت (استرس اکسیداتیو) هم هست !
وقتی این پسماندها زیاد میشن، یه مادهای به اسم “آدنوزین” توی مغز ما بالا میره و بهمون احساس خواب آلودگی دست میده. آدنوزین با کاهش فعالیت نورونهای بیداری در مغز، بدن رو برای ورود به فاز خواب آماده میکنه. اینجاست که زنگ خطر به صدا درمیاد: “وقت نظافته! شهر باید تمیز بشه”!
قهرمانهای تیم نظافتچی مغز ما کیان؟ سلولهای گلیال !
این سلولهای فوق العاده مثل کارگرهای ماهر، پسماندها رو جمع میکنن، مسیرها رو باز میکنن و همه جا رو برق میندازن! اونها کمک میکنن تا اتصالات اضافی بین سلول های مغزی هرس بشن، سلولهای عصبی تغذیه و محافظت بشن و التهابها کم بشن. یه پاکسازی عمیق و اساسی ! این فرآیند پاکسازی شبانه به کمک سیستم گلیمفاتیک انجام میشه؛ یک شبکهی هوشمند از جریان مایعات مغزی که مثل فاضلاب مغز عمل میکنه و ضایعات رو دفع میکنه.
حالا که با این تیم حرفهای آشنا شدیم، ببینیم خواب خوب چه هدیههایی برامون داره:
۱. سیستم ایمنی قویتر: موقع خواب، سیستم ایمنی ما خودش رو بازسازی و شارژ میکنه. اینطوری بدنمون میتونه در برابر ویروسها و باکتریها بهتر از خودش دفاع کنه و اگه مریض هم بشیم، زودتر خوب شیم.
۲.تعادل هورمونها و سوختوساز بهتر: خواب ناکافی باعث میشه هورمون گرسنگی (گرلین) زیاد بشه و هورمون سیری (لپتین) کم بشه! هورمون استرس (کورتیزول) هم بالا میره. نتیجه؟ بیشتر هوس خوراکیهای ناسالم میکنیم و کنترل وزن سختتر میشه.
۳. حال خوب و سلامت روان: خواب کافی کمک میکنه بتونیم به مسائل با دید بازتری نگاه کنیم، احساساتمون رو بهتر بشناسیم و اسمشون رو بذاریم تا آروم بشن( همون تکنیک “اسم بذار تا رامش کنی!”). اینطوری اضطراب و افسردگی کمتر به سراغمون میاد، مخصوصا تو روزای سخت که فکرمون درگیره.
۴.حافظه و یادگیری بهتر: موقع خواب، بخشی از مغز به اسم هیپوکامپ( که مرکز یادگیری و حافظهست) حسابی فعاله! اطلاعات روز رو مرتب میکنه، مطالب مهم رو تثبیت میکنه و حافظهمون رو تقویت میکنه. بعد از یه شب بدخوابی، این بخش از مغز زودتر از همه خستگیش رو نشون میده. خواب شبانه هم حافظهی کوتاهمدت رو منظم میکنه، هم اطلاعات مهم رو به حافظهی بلندمدت منتقل میکنه. خواب خوب به خلاقیت و یادگیری عمیق هم کمک میکنه.
۵. سلامت جسمانی عمومی: خواب باکیفیت، التهاب رو در بدن کم میکنه و خطر بیماریهایی مثل مشکلات قلبی، فشار خون بالا و خیلی از بیماریهای دیگه رو کاهش میده.
پس چطور برای یه خواب خوب آماده بشیم؟ (روتین آرامش قبل خواب)
• محیط خواب: نزدیک غروب، نورهای اضافی خونه رو کم یا خاموش کن. از بعد از ظهر به بعد، قهوه یا چای پررنگ ننوش چون کافئین میتونه تا ۶ ساعت در بدن فعال بمونه. اتاق خوابت رو خنک نگه دار(حدود ۱۸-۲۰ درجه عالیه). شام رو حداقل ۳ ساعت قبل از خواب بخور. به جای نوشیدنیهای الکلی، آب یا دمنوشهای آرامبخش انتخاب کن. و مهمتر از همه: گوشی و تبلت ممنوع تو اتاق خواب !
• آرامش ذهن و بدن: یه دوش آب گرم بگیر. حرکات کششی آروم یا یوگای سبک انجام بده. چند دقیقه مدیتیشن کن (مثال هر دم و بازدم ۶ ثانیه طول بکشه). اگه ذهنت شلوغه، فکرهات رو روی کاغذ بنویس تا از سرت بیرون برن. قبل از خواب برای ۲-۳ تا چیزی که داری شکرگزاری کن.
امشب که خورشید غروب کرد، فرش قرمز رو برای تیم نظافتچی مغزت پهن کن و اجازه بده کارشون رو به بهترین شکل انجام بدن!
بیدار شدن با حس سبکی و انرژی، بهمون کمک میکنه تو لحظه حال حضور داشته باشیم، با دید مثبتتری به زندگی نگاه کنیم و برای اطرافیانمون هم الگوی آرامش باشیم. توی اپلیکیشن من خوب من، ما هر شب کنار تو هستیم تا خوابت آروم تر، عمیقتر و باکیفیتتر باشه.
پس لباس خواب راحتت رو بپوش، قلبت رو پر از شکرگزاری کن و بذار ذهنت توی نرمی خواب غرق بشه. تیم من خوب من برات خوابی عمیق و شیرین آرزو میکنه.
گاهی در زندگی کاری، انگار داریم برخلاف جریان آب شنا میکنیم. هرچه بیشتر تلاش میکنیم، بیشتر احساس میکنیم از پا افتادهایم. این حالت ممکن است ناشی از فرسودگی شغلی باشد؛ پدیدهای که به تدریج وارد زندگیمان میشود و اگر به آن توجه نکنیم، میتواند انگیزه، کارایی، و حتی سالمت روانمان را به خطر بیندازد.
خبر خوب این است: با چند قدم ساده، میتوان دوباره جان گرفت و مسیر کاری را با انرژی و امید تازه ادامه داد.
توضیح علمی
فرسودگی شغلی (Burnout)شامل سه مؤلفهی اصلی است:
۱. خستگی هیجانی: احساس خالی شدن و نداشتن انرژی.
۲. کاهش احساس اثربخشی: حس اینکه تلاشها بینتیجهاند یا دیگر مفید نیستیم.
۳. فاصلهگیری عاطفی: نوعی سردی یا بیتفاوتی نسبت به کار یا اطرافیان.
۷ راهکار کاربردی برای بازیابی انرژی بعد از فرسودگی
۱. از بدن خودت شروع کن : بدن، پایهی تعادل روان است، به او گوش بده:
• خواب کافی داشته باش (واقعی، نه به خواب رفتن وسط دیدن فیلم و سریال).
• غذایت را با حضور ذهن بخور، نه خوردن سریع و بدون توجه.
• پیادهروی، یوگا یا حرکات کششی ساده را وارد برنامهی روزانه کن.
تمرین پیشنهادی:
یک وعده غذایی را بدون موبایل یا صفحه نمایش بخور. فقط با خودت و غذات حاضر باش.
۲. منشأ اصلی فرسودگی را بشناس، فرسودگی یک علت ندارد. از خودت بپرس:
• آیا کارهایم زیاد است؟
• اختیاری در تصمیم گیری ندارم؟
• حس بیعدالتی می کنم؟
• محیط کارم سرد یا ناسالم است؟
• شغلم با ارزشهایم تضاد دارد؟
تمرین پیشنهادی:
فهرستی از ۳ موردی که بیشترین انرژی را از تو میگیرند تهیه کن و برای هر مورد یک راهکار بنویس، حتی اگر آن راهکار فقط این باشد که در مورد آن مورد صحبت کنی.
۳. آیندهی مطلوبت را تصور کن،اگر از کارت زده شدهای، چه چیزی میتواند تو را دوباره مشتاق کند؟
محیطی با آزادی بیشتر؟ همکاری با افرادی الهامبخش؟ یا نقشی که با ارزشهایت هماهنگتر است؟
تصویرسازی از شغل و سبک زندگی دلخواه، انگیزهای قوی برای تغییر ایجاد میکند.
۴. تغییرهای کوچک اما مؤثر ایجاد کن، لازم نیست همیشه استعفا بدهی، گاهی:
• انتقال به تیم یا موقعیت دیگر
• گرفتن یک روز دورکاری در هفته
• تعریف نقش جدید یا واگذاری بخشی از کارها، میتوانند تغییر بزرگی در حس رضایتت ایجاد کنند.
اگر مشکل فرهنگ سازمانی است، پیشنهاد اصلاحاتی برای کل تیم بده؛ با زبان همدلی و نه شکایت.
۵. اگر بهبودی ممکن نیست، تصمیم بزرگ بگیر
گاهی همهی تلاشها برای بهبود کافی نیست. اگر محیط کارت در تضاد با ارزشهای بنیادین توست یا فرهنگ ناسالمی دارد، شاید وقتش رسیده مسیر جدیدی را شروع کنی؛ چه با تغییر شغل، چه بازگشت به تحصیل یا حتی وقفهای کوتاه برای بازنگری.
۶. مسئولیتها را واگذار کن
تو قرار نیست همیشه همه چیز را خودت انجام دهی. افرادی که احساس ( باید خودم همه را مدیریت کنم) دارند، بیشتر در معرض فرسودگیاند. گاهی فقط آزمایش واگذاری یک کار ساده به دیگران میتواند باری از ذهنت بردارد.
تمرین پیشنهادی :
این هفته، یک وظیفه را که همیشه خودت انجام میدادی به یک همکار یا دوست بسپار و نتیجه اش را با ذهن باز ببین.
۷. زندگیات را چندبُعدی کن
در زمان فرسودگی، زندگی به دو بخش محدود میشود: کار و کار.
حتی تفریحاتمان هم شبیه (وظیفه) میشوند. اما بازیابی انرژی یعنی بازگشت به لذتهای واقعی: بازی با فرزند، آشپزی با دل و جان، طبیعتگردی، یا مطالعه کتابی که برای دل خودت میخوانی. تعطیلاتت را جدی بگیر؛ حتی اگر فقط یک روز ساده در خانه با یک فنجان چای باشد.
جمعبندی
فرسودگی شغلی پایان راه نیست. یک نشانه است؛ برای توقف، تأمل، و بازسازی.با همین چند اقدام ساده، می توانی دوباره به خودت، انگیزهات و کیفیت زندگی سابقت برگردی.
تو ارزشش را داری. فقط کافیست همین امروز یک قدم برداری.
ذهن آگاهی در زندگی روزمره چه شکلی است؟
در دنیای شلوغ و پرشتاب امروز، به راحتی در افکار، احساسات و صداهای درونیمان غرق میشویم. ذهن پریشی چیزی است که خیلی از ما آن را هر روز تجربه میکنیم؛ گاهی آنقدر طبیعی و همیشگی که حتی متوجهاش نمیشویم. اما ذهنآگاهی یعنی یاد بگیریم چگونه از این درهمریختگی بیرون بیاییم، نفس بکشیم، و دوباره به زندگی واقعی برگردیم.
یک لحظه ساده… و یک تلنگر
نگاه کن! داره برف میاد!
وقتی این جمله را میشنویم چه اتفاقی میافتد؟
بیاختیار دست از کار میکشیم، مکث میکنیم، و نگاهمان را به بیرون میدوزیم. برای چند لحظه در زمان حال حاضر میشویم. قضاوتهایمان کنار میروند و جای خود را به کنجکاوی میدهند. این یعنی ذهنآگاهی.
اما ذهنآگاهی فقط مدیتیشن ده دقیقهای روزانه نیست. گاهی در زندگی واقعی، در همان لحظههای خسته و ناامید، جرقهای کوچک کافیست تا مسیر احساسات و ذهنمان تغییر کند.
داستان یک صبح سرد
امروز صبح، کاملا درگیر ذهنم بودم. خسته، بیحوصله، و بیانرژی. باید برای یک قرار بیرون میرفتم، ولی واقعاً دلم نمیخواست در سرمای صبح ۳۰ دقیقه پیادهروی کنم. چند بار نزدیک بود منصرف شوم، اما بخشی از من که به سلامت بدنم اهمیت میدهد، مرا به سمت در هل داد.
در مسیر، دیر کرده بودم، عجله داشتم، و تمام مدت در ذهنم غر میزدم. صدای (منتقد درونی) من هم شروع شد: تو همیشه اینطوری هستی، هیچ چیز خوب پیش نمیره، چرا بابت این موضوعات کوچیک انقدر غر میزنی وقتی دردهای بزرگتری توی دنیاست؟
ما ناگهان نگاهم به برف افتاد. نه اینکه تازه باریدن گرفته باشد؛ برف از قبل آنجا بود، اما تا آن لحظه ندیده بودمش. ذهنم آنقدر شلوغ بود که از کنار زیبایی آن گذشته بودم. سفیدی ناب برف، مثل یک تلنگر، مرا به لحظهی حال برگرداند. بعد، دومینووار بقیهی چیزها را هم دیدم: نور آفتاب روی برف، صدای خشخش زیر پاهایم…
هنوز سردم بود، ولی دیگر احساس ناراحتی نمیکردم. هنوز دیر کرده بودم، ولی دیگر خودم را سرزنش نمیکردم. باقی مسیر رفت و برگشتم کاملا متفاوت شد؛ بدنم هنوز سرد بود، اما ذهنم آرامتر و قلبم بازتر شده بود.
مهارتهایی که تمرین میخواهند:
این داستان ساده، یادآور چند اصل مهم در ذهنآگاهی است:
• تشخیص اینکه درگیر افکار یا احساسات شدید هستیم
• توقف و مکث
• تغییر جهت توجه به زمان حال
• مشاهده بدون قضاوت
• شناخت اینکه احساسات ناخوشایند میآیند و میروند
• درک اینکه شادی و ناراحتی میتوانند همزمان در ما وجود داشته باشند
• مهربانی با خود در مواجهه با افکار و هیجانات درونی
وقتی بیهدف و خودکار زندگی میکنیم، خیلی چیزها را از دست میدهیم: زیبایی طبیعت، عمق روابط، لذتهای ساده.
همه ما لحظه هایی را تجربه کردهایم که ذهنمان آنقدر درگیر یک بحث یا نگرانی کاری بوده که صدای عزیزانمان را نشنیدهایم، یا بیتوجه غذا خوردهایم.
این ذهن انسان است؛ خالق، پیچیده، اما گاهی آزاردهنده.
هیچوقت زود یا دیر نیست
یاد گرفتن مهارتهایی مثل ذهنآگاهی یا مهربانی با خود، میتواند کمک کند بهتر از پس لحظات سخت بر بیاییم؛ نه با نادیده گرفتنشان، بلکه با عبور از دل آن ها همراه با آگاهی و پذیرش. یادگیری این مهارتها آسان نیست. حتی من که هر روز با مراجعانم درباره ذهنآگاهی کار میکنم، هنوز در خیلی از لحظات روزمرهام حواسم پرت میشود. اما قدردان لحظههایی هستم که به حال برمیگردم، قدردان الهام گرفتن از دیگران، و تلاشهایی که برای مراقبت از خودم میکنم.
دعوت به مکث
این یک دعوت است برای همه ما تا:
• کمی مکث کنیم
• نسبت به افکار و احساساتمان کنجکاو باشیم
• ببینیم چه چیزی به ما کمک میکند دوباره به لحظهی حال، به زندگی واقعی و به اطرافیانمان وصل شویم
شاید آن چیز، فقط نگاه کردن به برف باشد..
فرسودگی شغلی چه نشانههایی دارد؟ وقتی ذهن و بدن مان دیگر تاب نمیآورد.
فرسودگی شغلی یا همان (burnout) یکی از آن حالتهاییست که بیصدا و تدریجی وارد زندگیمان میشود؛ مخصوصاً برای افرادی که همیشه میخواهند همه چیز را به بهترین شکل انجام دهند. شاید به خودتان بگویید (من خسته ام، اما هنوز دارم کار میکنم) ، اما این خستگی مداوم ممکن است همان علامت هشدار باشد.
مطالعات روانشناسی نشان میدهند که فرسودگی شغلی، مجموعهای از فشارهای مزمن است که در نهایت باعث کاهش انرژی، بیانگیزگی، کاهش عملکرد، و گاهی احساس بیارزشی میشود. شناخت زودهنگام این نشانهها، مهمترین قدم برای پیشگیری و بهبود است.
توضیح علمی
فرسودگی شغلی، برخالف تصور رایج، یک ( حالت روحی موقت) نیست؛ بلکه نتیجه ی طولانی مدت فشارهای مداوم روانی و جسمی است. در مغز، این فشار مزمن باعث تغییراتی در ترشح کورتیزول، تضعیف عملکرد سیستم ایمنی و اختلال در تنظیم هیجانات میشود.
سه محور اصلی که در فرسودگی خودشان را نشان میدهند عبارتاند از:
۱. خستگی فیزیکی و هیجانی
۲. جدایی عاطفی یا بدبینی
۳. احساس بیاثر بودن یا کاهش بهرهوری
نشانههای مهم فرسودگی که باید جدی بگیریم:
۱.نشانههای جسمی و هیجانی:
• خستگی مزمن: بیانرژی بودن حتی بعد از خواب، و ترس از شروع روز کاری.
• بیخوابی: در ابتدا بیخوابی خفیف، ولی بعدها بیخوابی شبانهی مداوم.
• مشکل تمرکز: فراموشی، عدم تمرکز و احساس سردرگمی در انجام کارها.
• علائم جسمی: سردرد، تپش قلب، مشکالت گوارشی یا احساس گیجی.
• ضعف سیستم ایمنی: سرماخوردگیهای مکرر یا بیماریهای طولانی مدت.
• کماشتهایی یا کاهش وزن: بی علاقگی به غذا یا ناتوانی در خوردن.
• اضطراب و افسردگی: از نگرانی خفیف تا احساس بیارزشی شدید .
• عصبانیت یا تحریکپذیری بالا : از بحثهای جزئی تا عصبانیت شدید در خانه یا محل کار.
۲. نشانههای جدایی عاطفی و بدبینی
• کاهش لذت: بیحوصلگی نسبت به کار، دوستان یا حتی فعالیتهای دوست داشتنی.
• بدبینی: نگرش منفی نسبت به خود، دیگران یا آینده؛ شک به اطرافیان.
• انزوای اجتماعی: کمحرف شدن، دوری از جمع یا فرار از تعامل با همکاران.
• فاصله گرفتن از مسئولیتها: تمایل به غیبت، بیتفاوتی نسبت به کار، یا فرار از پاسخگویی.
۳. احساس ناکارآمدی و بی اثر بودن
• بیتفاوتی و بیهدفی: احساس اینکه (هیچ چیز اهمیت ندارد) یا ( هیچ چیز درست پیش نمیرود.)
• کاهش عملکرد و بهرهوری: افزایش وظایف ناتمام، خستگی ذهنی، و احساس شکست.
• ایرادگیری از خود یا دیگران: تحریک پذیری بالا به دلیل حس ناکامی و عدم پیشرفت.
جمعبندی
اگر با برخی از این نشانهها مواجه هستید، احتمال دارد در مسیر فرسودگی قرار گرفته باشید. این یک هشدار دوستانه است که باید از خودتان مراقبت کنید.
برخلاف سرماخوردگی، فرسودگی خودبهخود خوب نمیشود، مگر اینکه برای تغییر سبک زندگیتان قدمی بردارید.
فرسودگی، به سادگی قابل پیشگیری نیست، اما با آگاهی، مهربانی با خود، و یادگیری تنظیم هیجانات، میتوان از آن عبور کرد.
وقت گذاشتن برای چیزی که واقعاً مهمه .
اگر ازت بپرسم موقع صبحانه امروز به چی فکر میکردی، جوابی داری؟
احتمالا نه؛ مثل خیلی از آدم های دیگه. در زندگی شلوغ امروز، از کارهای خانه گرفته تا رفت و آمد، مسئولیت های شغلی، مراقبت از بچه ها، درس، جلسات و تعهدات اجتماعی، لحظه ای برای توقف باقی نمی مونه. بیشتر کارهامون رو روی حالت ( اتوپایلوت) انجام میدیم.
اما ذهن آگاهی، یعنی خارج شدن از این حالت خودکار و برگشتن به لحظه ی حال.یعنی مغزمان پر از فکر نباشه، بلکه حواسمون جمع باشه.
و خبر خوب؟ برای این تمرین، فقط ۵ دقیقه وقت کافیه! در ادامه، ۷ تمرین ساده و کاربردی ذهن آگاهی رو میخونی که بدون نیاز به مدیتیشن های طولانی ، میتونن استرست رو کمتر کنن و تمرکزت رو بیشتر.
۱ .تمرین لمس آگاهانه
دستهات رو برای ۵ ثانیه مشت کن، بعد باز کن و فقط توجه کن که چه حسی داری. گرما، گزگز، رهایی… همین چند لحظه توجه به حس بدن، میتونه کمکت کنه از سرت بیای بیرون و توی بدنت حضور داشته باشی.
۲ .گوش دادن آگاهانه به موسیقی
آهنگ مورد عالقهات رو پخش کن و فقط گوش بده.به احساست دقت کن. چه خاطراتی برات زنده میشن؟ چه حسی بهت دست میده؟ این حسها رو بشناس و اجازه بده در طول روز همراهت باشن.
۳ .چند دقیقه با چشم بسته
فقط برای ۵ دقیقه چشمهات رو ببند و به اطراف گوش بده، بوها رو حس کن، دمای فضا رو لمس کن. حذف بینایی باعث میشه سایر حواست قویتر بشن و بیشتر در لحظه حضور پیدا کنی.
۴ .نفس کشیدن یک دقیقهای
این تمرین ساده، برای لحظه های اضطراب عالیه. هر جا هستی، بنشین یا بایست و چند ثانیه آروم نفس بکش.
بعد تمرین ۴-۴-۴ رو انجام بده: ۴ شماره دم – ۴ شماره نگه داشتن – ۴ شماره بازدم.
این چرخه رو چهار بار تکرار کن. ببین چطور حس بدنت تغییر میکنه.
۵ .بازیِ چهار چیز
چهار چیزی که معمولا نادیده میگیری رو ببین یا بشنو. مثلا صدای خنده بچهها، بوی صابون صبحگاهی، رنگ گل های حیاط، یا خندهی همکارت. این توجههای کوچیک، ذهنت رو تازه میکنن.
۶ .کم کردن صداهای بیرونی
دنیا خیلی شلوغه؛ نوتیفیکیشن ها، موسیقی کافهها، صدای اخبار…
برای ۵ تا ۳۰ دقیقه در روز، موبایل، تلویزیون و همه صداها رو قطع کن و ذهنت رو توی سکوت آزاد بذار. بعضی از لحظههای مهم زندگی، توی هیچ استوری یا توییتی نمیگنجن.
۷ .به پنج نفر غریبه لبخند بزن
یه نگاه دوستانه، یه لبخند ساده؛ شاید روز کسی رو بهتر کنه. مهربونی هنوز ارزش داره، حتی اگه کمتر ببینیمش.
جمعبندی
هر وقت آگاهانه برای تمرین ذهنآگاهی وقت بذاریم، در واقع داریم از آرامش درونمون مراقبت میکنیم. کند شدن یعنی لذت بردن از چیزهای ساده. یعنی از حالت ( اجبار) خارج بشیم و واقعاً زندگی کنیم، نه اینکه فقط انجامش بدیم.
ذهنآگاهی با مغز و بدن ما چه میکند؟
شاید برایت جالب باشد که یکی از متخصصان علوم اعصاب، دکتر ( دیوید واگو) ، هر روزش را با مدیتیشن آغاز میکند. او مثل میلیون ها نفر دیگر در دنیا، ذهنآگاهی را فقط یک تمرین آرامشبخش نمیداند؛ بلکه راهی برای سلامت همهجانبهی بدن و ذهن میٰبیند. اما دقیقاً چه اتفاقی میافتد وقتی ذهنآگاهی را وارد زندگیمان میکنیم؟ آیا فقط احساس خوبی داریم، یا مغز و بدنمان واقعاً تغییر میکند؟ دکتر واگو ۱۵ سال است روی همین موضوع کار میکند. در ادامه، خلاصهای از یافتههای او را با هم مرور میکنیم.
فراتر از تنفس: ذهنآگاهی یعنی توجه واقعی
برخالف تصور رایج، ذهنآگاهی فقط تمرکز روی نفس نیست. تمرینهای اصلی شامل این موارد هستند:
• توجه به بدن و تنفس
• مشاهدهی افکار بدون قضاوت
• حرکات آگاهانه مثل راه رفتن یا یوگا
• آوردن آگاهی به زندگی روزمره، حتی در سادهترین کارها
واگو میگوید: ذهنآگاهی کمکمان میکند بفهمیم ذهنمان چطور کار میکند، یاد بگیریم به جای واکنش، پاسخ بدهیم، با خودمان و دیگران واقعیتر و نزدیکتر باشیم.
حس آرامش؟ اون فقط یکی از نتایج جانبی این مسیر زیباست.
مغز و بدن چطور پاسخ میدهند؟
پژوهشها نشان دادهاند که ذهنآگاهی:
• فشار خون را کاهش میدهد
• باعث تنوع در ضربان قلب میشود ( نشانهی سالمت سیستم عصبی )
• التهاب در بدن را کم میکند
• و حتی به مدیریت دردهای مزمن کمک میکند
مثالً در دردهای مزمن مثل فیبرومیالژیا، ذهنآگاهی باعث میشود فرد به جای ترس و اجتناب، با درد آگاهانه مواجه شود و این واکنش احساسی نسبت به درد را کمتر میکند.
ذهنآگاهی و ترمیم مغز
در زمان خواب، مغز ما خودش را تمیز میکند. جالب است بدانید مدیتیشن هم با فعالسازی همان سیستم پاکسازی (گلیمفاتیک)، اثری شبیه خواب دارد. یعنی ذهنآگاهی میتواند به معنای واقعی، مغز را ترمیم کند. در سالمندان یا کسانی که مغزشان آسیب دیده، تمرینهای ذهنآگاهی حتی باعث جلوگیری از تحلیل رفتن بخشهایی از مغز میشود.
آیا ذهنآگاهی جایگزین درمان است؟
ذهنآگاهی به تنهایی میتواند نشخوار فکری، اضطراب، و احساس بیکفایتی را کاهش دهد. اما وقتی با درمانهای رایج مثل CBT یا دارو مقایسه میشود، معمولًا همتراز آنها عمل میکند، نه الزاماً بهتر.
مزیتش؟ بدون عوارض جانبی، همیشه در دسترس، و قابل تمرین برای همه.
ذهنآگاهی و بازی با توجه
یکی از مهمترین تأثیرهای ذهنآگاهی بر مغز، تقویت شبکههاییست که به ما کمک میکنند از درگیری با افکار منفی خلاص شویم.
واگو میگوید: خیلی از ما نیمی از عمرمان را با این فکر میگذرانیم که (به اندازه کافی خوب نیستیم) . این فکرها وقتی تکرار میشوند، به ما میچسبند. ذهنآگاهی کمک میکند بتوانیم بین فکر و واقعیت تفاوت قائل شویم و گیر نیفتیم.
مدیتیشن و سالمندی سالم
از سن ۲۲ سالگی به بعد، مغز ما کمکم تحلیل میرود. اما افرادی که مدیتیشن را وارد زندگیشان میکنند، مخصوصاً بالای ۶۵ سال، کاهش عملکرد مغزی را با سرعت کمتری تجربه میکنند. نه اینکه حافظه فوق العاده پیدا کنند، بلکه آن بخشهایی از مغز که معمولا ضعیف میشوند، در این افراد فعال میماند.
یک یادآوری مهم
اگر در حال حاضر هم احساس آرامش نمیکنی، اشکالی ندارد. ذهنآگاهی نیاز به تمرین دارد. حتی متخصصهای این حوزه هم همیشه موفق به حضور ذهن کامل نیستند.
اما همان تلاشهای کوچک، همان لحظههای آگاهانه، همان مکثهای کوتاه وسط شلوغی روز همهشان دارند اثر میگذارند.
ذهنآگاهی نسخهای شرقی برای یک زندگی شکوفاست. سلامت و آرامش، فقط عوارض جانبی این مسیرند.
دکتر واگو